شما اینجا هستید
خانه > مدیریت بازار > بازاریابی > بازاریابی سبز

بازاریابی سبز

مصرف کنندگان امروزه توجه بیشتری نسبت به تاثیر بلایای صنعتی و افزایش فعالیت­های حفاظت از محیط زیست نشان می­دهند، به طوری که گرایشات زیست محیطی در بین مصرف کنندگان رواج بیشتری یافته و مقررات زیست محیطی در سطح جهان سختگیرانه­ تر اعمال می­شوند.

بنابراین در حال حاضر، مفاهیم مدیریت زیست محیطی، از جمله طراحی سبز، بازاریابی سبز، محصولات سبزو تولید سبز، به منظور غلبه بر چالش­های ناشی از گرایشات عمومی زیست محیطی توسعه یافته ­اند. از این رو، مدیریت زیست محیطی در سازمان­ ها از اهمیت بیشتری برخوردار است و به یک بخش حیاتی از مدیریت کسب و کار تبدیل شده است.

مسائل زیست محیطی در عصر مدرن بسیار با اهمیت شده است. در صورتی که به آن توجه نشود، ممکن است مشکلات زیادی را به وجود آورد، به ویژه استفاده از کیسه های پلاستیکی که همواره کاربرد دارد. بسیاری از شرکت ها مدیریت زیست محیطی شرکت را یک سرمایه گذاری غیر ضروری و بی اثر تلقی می کنند و یا حتی به اشتباه و از روی سوء تفاهم این رویکرد مدیریتی را برای توسعه شرکت مضر می دانند. با این حال، برخی از محققان بیان می­کنند که آلودگی زیست محیطی نتیجه استفاده ناکارآمد از منابع است و شرکت­های پیشرو در مدیریت محیط زیست و یا نوآوری سبز دارای قدرت نفوذ بیشتری خواهند بود که به آنها اجازه می­ دهد از منافع و سود بالاتر محصولات سبز بهره مند شوند، تصویر سبز خود را بهبود بخشند و مزیت رقابتی کسب نمایند. با این وجود، همه شرکت ها قابلیت های لازم را برای پیاده سازی استراتژی های بازاریابی سبز ندارند. اگر شرکت ها مایل به پیاده سازی و اجرای موفقیت آمیز بازاریابی سبز باشند، باید مفاهیم بازاریابی سبز را با تمامی جنبه­ های فعالیت­ های معمول بازاریابی ادغام و یکپارچه سازند.

بازاریابی سبز را بازاریابی محیط زیست یا بازاریابی اجتماعی نیز نامیده ­اند.

و آن نوعی نگرش و رویکرد بازاریابی اجتماعی است که ارزش های اخلاقی، اجتماعی، انسانی و محیطی را در کلیه فرایندها، ابزارهای رفتارهای بازاریابی و فروش برای ماندگاری و پایداری در کسب و کار و بازار رعایت، تقویت و حفظ می کند. این نوع بازاریابی، از طریق ایجاد مزایای قابل تشخیص زیست محیطی بر اساس آن چه که مشتری انتظار آن را دارد از محیط زیست حمایت می کند. بازاریابی سبز را یک استراتژی بازاریابی می­دانند که از طریق ایجاد مزایای قابل تشخیص محیطی بر اساس آنچه که مشتری انتظار آن را دارد از محیط حمایت می­کند. انجمن بازاریابی آمریکا در سال ۱۹۷۶ بازاریابی سبز را چنین تعریف می کند؛ مطالعه جنبه­های مثبت و منفی بازاریابی بر روی آلودگی و کاهش منابع انرژی و سایر منابع.

به دلیل فعالیت های صورت گرفته در حوزه بازاریابی سبز، محصولات سبز در بازار از محبوبیت بیشتری برخوردارند. وقتی که نگرانی مصرف کنندگان در مورد محیط زیست بیشتر می­شود، تعداد مشتریان بیشتری هستند که تمایل دارند محصولاتی را خریداری نمایند که آسیب کمتری برای محیط زیست خواهند داشت. بنابراین شرکت­ها می­توانند انجام فعالیت­های بازاریابی سبز را به منظور اجرای استراتژی­های متمایز و تأمین خواسته­ها و نیازهای زیست محیطی مصرف کنندگان در پیش گیرند.

بازاریابی سبز تلاش راهبردی در ارائه محصولات دوستدار محیط زیست توسط سازمان به مشتریان است. مصرف سبز به عنوان گونه ای از مسئولیت اجتماعی و نه الزام قانونی از جانب دولت و اجتماع بیانگر نگرانی و توجه مصرف کنندگان به محیط زیست از طریق تلاش تصمیمات خرید در محافظت از خود و محیط اطرافشان است. این بینش جدید به تغییراتی در انتخاب تولید کنندگان و نوع محصولات مصرفی در این گونه کالاها از سوی مصرف کنندگان منجر شده است.

به بیان دیگر، بازاریابی سبز در بردارنده هر نوع فعالیت­ برنامه­ریزی شده در مسیر ایجاد و ساده سازی هر گونه تبادلی به ارضای خواسته ها و نیازهای افراد و با حداقل آسیب به محیط زیست می­باشد.

هر سازمانی که رویکرد بازاریابی سبز را می­پذیرد با سه موضوع مواجه هستند: ” در تولید محصولات چه منابعی مورد استفاده قرار می­گیرد”، “چه محصولاتی ایجاد و تولید می­شود”، و “چه منابعی به هدر خواهد رفت”. منابعی که به منظور ادامه فرایند تولید استفاده می گردد به مواد اولیه و منابع انرژی که از محیط زیست استخراج می­شود،  اشاره دارد در صورتی که در زمینه محصولات به تنوع و ویژگی­های خدماتی و کالاهایی که سازمان برای رقابت در بازارها انتخاب کرده است و در زمینه میزان هدر رفت، به آسیب­ها و آلودگی­های محیطی و همچنین به آثار فرهنگی که در بر خوماهد داشت، اشاره می­شود.

مفاهیم سبز دیگری در بازاریابی سبز وجود دارد، از جمله:

مصرف کنندگان سبز: این افراد در مورد محیط زیست خیلی نگرانند و رفتارهای مصرفی­ و خرید شان را در جهت حمایت از محیط به واسطه خرید و استفاده از محصولاتی که از جهت زیست محیطی سالم هستند اصلاح می­کنند.

تولید سبز: تولید با استفاده از تکنولوژی­هایی که اثرات محیطی سودمندی دارند و یا آلودگی را محدود یا حذف می­کنند.

حسابداری سبز: روال­های حسابداری که سعی در این دارند منافع مالی برای سرمایه­های بوم شناختی و صدماتی که به محیط زیست وارد می­شود را مد نظر قرار می­دهند.

در مجموع می­توان بیان کرد ریشه واژه­ سبز در بازاریابی، در مباحث اکولوژیک و محیط بوده و افراد یا سازمان ها زمانی که بخواهند در مورد فشارهای اکولوژیکی یا محیطی صحبت کنند از آن استفاده می­کنند.

در بعضی بازارها میزان تغییرات در پاسخ به چالش­های زیست محیطی بسیار گسترده­ای صورت می گیرد، مانند محصولات کاغذی و محصولات پاک کننده؛ اما در دیگر بازارها، مانند بازار کامپیوتر و خدمات مالی، تغییر تا اندازه­ای محدودتر است. از آنجا که این امکان وجود دارد که در بحث بازاریابی، در بازاری خاص، عملکرد خوب یک محصول منجر به کسب مزیت رقابتی نشود، اما به طور قطع می­توان گفت یک خطر استراتژیک در پی عملکرد ضعیف ایجاد خواهد شد و ضعف رقابتی را منجر می­شود؛ اهمیت درک عملکرد نسبی و اندازه گیری جنبه زیست محیطی محصولات از این جهت مشخص می­شود؛ چرا که تجزیه و تحلیل چند بعدی عملکرد زیست محیطی محصولات، که از عوامل بسیاری تأثیر می پذیرد و در ارتباط مستقیمی با محصولات رقبا می باشد، الزامی است. از این بابت علاوه بر این که مصرف محصولات سبز به عنوان موضوعی حیاتی، بلکه به عنوان روندی بلند مدت که تغییرات ارزش های اجتماعی را منعکس می کند، در خور توجه است.

صفا تقی پور
از زمانی که بخاطر دارم، به برند و تبلیغات علاقه داشتم، طی این سال ها مطالعات زیادی انجام دادم و هر چی بیشتر مطالعه کردم، متوجه شدم کمتر میدونم، چون علم برندینگ بسیار گسترده و بروزه و مدام لازمه تا خودتو بروز کنی. اینجا محل اشتراک گذاری دانش برند، اگه به برندسازی علاقه دارین همراه من باشین. پس؛ برند تو بساز و‌خوب #تبلیغ کن‌ تا بتونی محصول تو در فضای آنلاین#مانا‌ و #پایا کنی.
http://brandironi.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Top